فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

36

سلوك الملوك ( فارسى )

با درسى كه مىخواند مناسبت نداشته باشد بايد رشتهء او را عوض كند . و اما قاضى اگرچه مانند شيخ الاسلام توسط پادشاه نصب مىشود ليكن پادشاه در اين‌باره نيز آزادى عمل كامل ندارد . چه با شرايط سنگينى كه در صلاحيت قاضى قائل شده‌اند اختيار پادشاه به انتخاب از ميان افراد معدودى واجد صلاحيت محدود مىشود . و به‌هرحال قانون شرع به يك‌سان ، هم بر دولت و هم بر مردم ، حكومت مىكند پس در دولت اسلامى مورد نظر فضل اللّه اگرچه تمركز قدرت هست ليكن استبداد و مطلق العنانى نيست . البته نوشته‌هائى چون « سلوك الملوك » را نبايد با كتابهائى كه در عصر حاضر نوشته مىشود مقايسه كرد . اين كتاب - اگر مقايسه‌اى لازم باشد - بايد با كتاب مكياولى مقايسه شود كه درست در يك زمان نوشته شده ( 1513 ميلادى مطابق با 919 هجرى قمرى ) و به ياد بياوريم توصيهء مكياولى را كه مىگويد : امير بايد از هر وسيله براى بسط قدرت خود بهره جويد و در اين راه حتى مىتواند به ارتكاب جنايت دست بزند زيرا كه امير به ترس و وحشت مردم بهتر مىتواند تكيه كند تا به دوستى و محبت آنان . قاضى از اختيار و استقلال قابل ملاحظه‌اى برخوردار است و حتى ممكن است نصب مفتيان و محتسبان و اخذ زكات و تعيين ائمّهء مساجد ( پيشنمازان ) نيز در حيطهء اختيار او قرار گيرد . نخستين وظيفهء كسى كه به‌عنوان قاضى تعيين مىشود تحويل گرفتن « ديوان حكم » يعنى سوابق و پرونده‌ها و بايگانى دادگسترى است كه مشتمل بر « محاضر و سجلّات و حجّتهاى ايتام و اوقاف » مىباشد . دومين وظيفهء قاضى رسيدگى فورى به كار زندانيان است كه به‌صورت نوعى تجديدنظر در تصميمات قاضى سابق درمىآيد زيرا قاضى جديد بايد « سؤال كند از هر يك كه سبب حبس او چيست ؟ اگر اعتراف به‌حق نمايد امضا كند حكم را » ، و « اگر بگويد كه مرا به ظلم حبس كرده‌اند پس بر خصم او بيّنه است و بر او يمين . . . » قاضى در صورتى كه زبان متهم يا يكى از طرفين دعوى را نداند از مترجم استفاده مىكند ليكن به يك مترجم نمىتوان اكتفا كرد بلكه مترجم « بايد كه از دو كس كمتر نباشد » . قاضى ممنوع است از اين كه در حال اوقات تلخى و كج‌خلقى و بيمارى و خستگى و هيجان مبادرت به صدور رأى كند و حتى در صورتى كه طرف دعوى